Anathema – Distant Satellites – 2014

Distan_Satellites

7.8

یزدان محمدجانی

دهمین آلبومی استودیویی آناتما را می توان سومین بخش از یک «تغییر» دانست. تغییری که بعضا آن را «تحول» می دانند. برای تخمین «تحول» و تفکیک آن از «تغییر» نه تنها باید کارنامه هنری آنها را از دیدگاه فنی بررسی کرد بلکه به نظر می بایست تک تک اعضای گروه و در نهایت شخصیتی مستقل به اسم آناتما را در قالب اجتماع و در گذر زمان زیر ذره بین قرار داد. کاری بس دشوار و ابتر که هیچ گاه به کمال نیز نزدیک نمی شود. پس حتی لحظه ای نیز به بحث «تغییر و تحول» نزدیک نمی شوم. اولین نشانه های این «تغییر» را در سال 2010 با آلبوم We’re Here Because We’re Here مزه مزه کردیم. آن زمان طرفداران تشنه آناتما پس از سالها با یک آلبوم استودیویی روبرو شده بودند که اصلا و ابدا شبیه جاجمنت و آلترنیتیو فور (آلبوم های درخشان دهه نود آناتما) نبود. طبیعی بود که نوعی طبقه بندی ناخواسته شکل گیرد. زمان. این بار نیز زمان عنصری بود که این تغییر ناگهانی را آرام آرام برای طرفداران قدیمی گروه قابل هضم کرد. همگان متوجه شدند که آناتما بار دیگر تصمیم گرفته است در سبک و سیاق خود (که متاثر از جهان بینی شان است) تغییری اساسی ایجاد کند. با این علم، همگان به پیشواز آلبوم نهم آناتما رفتند. Weather Systems دو سال بعد یعنی سال 2012 منتشر شد. کمی درجا زدن آناتما در سبک و سیاق جدید مشهود بود. اگر در آلبوم قبل Thin Air، Summernight Horizon، Angels Walk Among Us و A Simple Mistake بار کُل اثر را به دوش می کشیدند، Weather Systems با دو قسمت Untouchable و قطعه The Storm Before the Calm خود نمایی می کرد. خودنمایی ضعیفی که نشانی از نوآوری در آن دیده نمی شد، فرمولی ثابت در آن دیده می شد و در سبک جدید و به نسبت کار قبلی کمی افت محسوب می شد. این بار نیز، دو سال گذشته است و سومین آلبوم آناتمای جدید منتشر شده است. این بار داستان کمی متفاوت است. سال گذشته کنسرت/فیلم یونیورسال بار دیگر قدرت و خلاقیت اعضای گروه را درگوشزد کرد. در این کنسرت/فیلم با اعتماد به نفس بالای تک تک اعضای گروه در پرفورمنس باشکوهشان آشنا می شویم و علاقه آن ها به تغییر و گشت و گذار در سبک های مختلف را بیش از پیش پر رنگ می یابیم. تغییرات بسیار به جا، زیبا و متفاوت در هر قطعه در این کنسرت/فیلم نوید یک آلبوم خوب را در ادامه راه می داد.

anathema-950x425

کانسپت آلبوم جدید نیز حول عشق، امید و مثبت نگری در زندگی می چرخد و از این نظر به دو آلبوم قبلی می ماند و تغییری در آن مشاهده نمی شود. حال این روزهای آن ها این گونه است پس می بایست بازخورد آن را در موسیقی شان شاهد باشیم. قطعه اول قسمت اول یک سه گانه است با نام The Lost Song. مشابه آنچه در آلبوم قبلی با نام Untouchable شنیده بودیم. فرمول تکراری است اما نمی توان زیبای آن را زیر سوال برد. ساده، مشخص و قابل فهم. قطعه دوم قسمت دوم این سه گانه است. دنبال کننده خطی مشی قطعه اول اما با فضاسازی کاملا متفاوت. قطعه دوم از آنِ داگلاس است. صدای بهشتی داگلاس شنونده را به سرخوشی محدودی می رساند. دو قطعه اول که دو قسمت از تنها سه گانه این آلبومند خاص نیستند، شاهکار نیستند اما زیبایی خاص خود را دارند. از آن دست زیبایی هایی که از دل سادگی می تراوند. قطعه سوم را نیز اگرچه قسمت سوم سه گانه آلبوم نیست می توان از لحاظ ساختار قطعه شبیه قطعه اول دانست. این دو قطعه (قطعه اول و سوم) تنظیمی پر از انرژی دارند، سازبندی شان به دلیل برقراری ارتباط استادانه بین هارمونی های وُکال و قسمت های پیانو و استرینگ، باشکوه و موقر است ولی همچنان در سه قطعه اول خبری از شگفتی نیست بلکه با سه قطعه خوب یا متوسط رو به خوب مواجهیم. قطعه چهارم Ariel چنان با کورد های آشنای پیانو شروع می شود که کمی یاد و خاطره آناتمای دهه نود را زنده می کند. صدای فرا زمینی داگلاس و سینث به جا را به این کورد ها اضافه کنید، نتیجه آن چیزی می شود که آناتما به آن شُهره است: انتقال شدید احساسات از طریق موسیقی. چه آن زمان که احساساتی تاریک را به شنونده تزریق می کرد و چه اکنون که چنین احساسات رنگی (البته اندکی تیره) و پر صدایی را درون رگ های روح شنونده وارد می کند. گیتار دنی کاوانا ضربه آخر را پس از اوج  قطعه (لی داگلاس+وینسنت کاوانا، پیانو+سینث) وارد می کند. گیتار الکتریک طوفانی به پا می کند و در نهایت با کورد پیانو همه چیز آرام می شود و به انتها می رسد. انتهایی که یادآور آغاز قطعه نیز هست. اما قطعه سرحال و خوش ساخت The Lost Song, Part 3 که ارتباط معنایی و فُرمی خود را با دو قسمت پیشین حفظ می کند اما بسیار بسیار پخته تر، گیرا تر، تاثیرگذار تر و همه جانبه تر است. فرمول دو قسمت قبلی اینجا تکرار می شود اما تفاوتش با آن ها حس تعالی موجود در متن قسمت سوم است. آناتما داستان دو قسمت پیش را بسط می دهد و به حد بالایی از امید و وضوح می رسد. امید یکی از اصلی ترین مفاهیمی است که آناتما اخیرا بر آن تاکید می کند این در حالی است که جنس موسیقی آن ها نوع خاصی از غم را می تواند به شنونده القا کند. این تناقض در فرم و محتوا به نظر بسیار جالب و بدیع است چرا که انتظار منطقی مشاهده قرینه این تناقض است. لاین های ملودیک قسمت سوم تا حدودی پیچیده تر و طبیعی تر از قسمت های اول و دوم هستند. جالب است بدانید این سه قطعه حاصل تلاش دنی کاوانا هستند برای به یاد آوری قطعه ای که حدودا پنج، شش سال پیش نوشته بود و از کامپیوترش پاک شده بود. با پایان یافتن نیمه اول آلبوم یکی از بهترین های آن را تاکنون شنیده ایم: The Lost Song Part 3.

 

قطعه آناتما به مانند کلیت آلبوم در محدوده داینامیک پایین تری قرار دارد. افت و خیز بین قطعات این آلبوم را می توان یکی از دلایلی پختگی نسبی آن در مقایسه با آلبوم قبلی دانست. آلبوم قبلی داینامیک تر و شلوغ تر بود. در آلبوم جدید ذهن شنونده مجال استراحت، تفکر و خیال پردازی را پیدا می کند. You’re Not Alone با بالاد آشنای آناتما آغاز می شود و می تواند سورپرایز (یا شروع سورپرایز) آلبوم تا اینجا باشد. چرا که بیت جذاب الکترونیک از وجه جدیدی از آناتمای جدید رونمایی می کند. این قطعه علیرغم ایده خوبش کمی نابجا به نظر می رسد. رشد نمی کند. ناقص می ماند. Firelight کوتاهترین قطعه آلبوم فضایی مالخولیایی است ترکیبی است از امبینت و الکترونیک. این قطعه بی کلام را باید زمینه ساز قطعه بعدی دانست و نمی توان برای آن یک شخصیت مستقل در نظر گرفت. قطعه در انتها کمی به بیراهه می رود اما خوشبختانه خیلی زود قطع می شود و قطعه بعدی آغاز می شود. Distant Satellite قطعه ای الکترونیک-سینماتیک است. خوش ساخت. از ابتدا تا انتها. روایتگر داستانی زیبا با ریتم و سرعتی دلنشین. ترکیب صدای خواننده، بیت دلنشین الکترونیک و پیانوهای چند لایه که با ضرب آهنگ های داگلاسِ برادر کنترل می شود صدایی نو، دوست داشتنی و ماندگار را به همگان معرفی می کند. خوشبختانه آناتما اشتباه دو آلبوم قبلی را تکرار نمی کند و آلبوم را با پایانی باشکوه و دوست داشتنی می بندد. و در نهایت قطعه پایانی Take Shelter با افت و خیز متناوب آلبوم به یک فضای خنک می رسد. استایل وکال آشنای وینسنت به همراه هارمونی های دلپذیر، استرینگ های پس زمینه و باز تجربه الکترونیک و تغییرات آرام و مشخص داینامیک، مجموعا می توانند بهترین پایان سه آلبوم اخیر آناتما نامیده شوند. آلبوم جدید آناتما هرچند «تغییر» شگرفی در کارنامه آنها محسوب نمی شود اما در صدای جدید آن ها بالاترین میزان پختگی و جذابیت را به همراه دارد. انتظار یک آناتمای دوم، یا آناتمای جاجمنتی باعث می شود شنیدن این آلبوم یک ناامیدی مزمن در شما ایجاد کند. پس باید برای لذت بردن از این آلبوم فضا و صدای جدید آن ها را قبول کرد و با آن همراه شد. در این صورت می توان از ترکیب موسیقی کلاسیک، امبینت، الکترونیک، پراگرسیو و موج نو لذت برد. مفاهیم و مضامین اشعار این آلبوم به مانند دو کار قبلی کمی شعار زده، خسته کننده و غیر قابل باور اند و به مانند شیوه سابقشان در زمینه نگارش اشعار خاص نیستند. اما پختگی در «تغییر»، پیدا کردن مسیر پس از تغییر سبک و کشف مسیرهای جدید (وارد شدن به حوزه موسیقی الکترونیک و کلاسیک) را به راحتی می توان درک کرد. می توان خوشحال بود از این که آناتما در فرم جدید خود رشد کرده است و به شنونده نوید آلبوم بعدی پخته تری را می دهد.

Advertisements