Nosound – Afterthoughts – 2013

46655_10151413259389200_1116942180_n

 

A- ~ A

 

یزدان محمدجانی: اواخر سال گذشته میلادی به این نکته فکر می کردم که سال آینده چه گروه هایی قصد انتشار آلبوم دارند و من منتظر کدامشان هستم؟ مطمئنا Nosound در صدر آن لیستی بود که در ذهن ساخته بودم (اگر جز آن دسته از کسانی هستید که با این گروه آشنایی ندارید پیشنهاد می کنم اینجــــا را بخوانید). اواخر پاییز سال گذشته شاهد انتشار آلبوم EP شان با نام At the Pier بودیم (شرحی بخوانید بر این آلبوم). آلبومی حاوی سه قطعه که به عنوان پیش درآمد آلبوم جدید استودیویی شان به طرفداران عرضه شد. آن چه این EP را از تمام کارهای قبلی شان متمایز می کرد نشستن کریس میتلند درامر سابق پورکیپاین تری و بلکفیلد پشت ست درامز Nosound بود. پس از پروژه Memories Of Machines (درباره این پروژه اینجــــا به طور مفصل صحبت کرده بودم) این دومین همکاری جانکارلو ارای با استعداد ایتالیایی با موزیسین و نوازنده ای مطرح از بریتانیا است. همان طور که جانکارلو در مصاحبه ای که با او داشتم اشاره کرد (نسخه فارسینسخه انگلیسی</a);(/ آلبوم استودیویی چهارم نوساوند نسبت به آلبوم های قبلی "جسورانه" به نظر می رسد و عاری از فضای A Sense Of Loss است اما هم چنان امضای Nosound را بر خود می بیند. چهارمین آلبوم استودیویی نوساوند Afterthoughts در حالی به فاصله تقریبا چهار ساله از آلبوم پیشین یعنی A Sense Of Loss منتشر می شود که متریال این آلبوم تماما توسط خود جانکارلو در دو سال اخیر خلق شده است که البته در اواخر سال گذشته میلادی کمی رنگ تغییر به خود می بیند. پس از موافقت Chris Maitland با همکاری با نوساوند و اضافه شدن Marianne De Chastelaine به عنوان نوازنده ویالن سل ترکیب نوساوند غیر از خود جانکارلو ارا به این گونه در آمد: Marco Berni : کیبورد، Giulio Caneponi : درامز، Paolo Vigliarolo : گیتار و Alessandro Luci : بیس گیتار. این آلبوم شامل 9 قطعه است و به طور رسمی روز ششم ماه می امسال منتشر خواهد شد.

 

 

آلبوم با In My Fears آغاز می شود. گیتار و کیبورد امبیتی مالیخولیایی و نیمه شیرین خلق می کنند. تا اینکه درامز اضافه می شود و صدای خاص جانکارلو چنان یک لیدر حرف آخر را می زند. تیپ مخصوص خواندن ارا، ویالن سل و کیبورد تقریبا عناصر اصلی این قطعه هستند تا اینکه در نیمه های آن گیتار الکتریک نیز نه آنچنان بنفش که در گذشته می شنیدیم بلکه این بار با قرمزی کم سو کل اتمسفر قطعه را تحت تاثیر خود قرار می دهد. این لوپ بار دیگر ادامه می یابد. تغییرات در صدای نوساوند از همین قطعه قابل مشاهده هستند. اضافه شدن ابعاد جدید به داینامیک صدای نوساوند با درامز کریس میتلند، ویالن سل استوار و با شکوه Marianne، تغییرات در صدای گیتار الکتریک و لیریک ها همه نوید یک آلبوم متفاوت را می دهند. I Miss The Ground کلاسیک آغاز می شود. از همان ثانیه های اول درامز کریس و صدای جانکارلو انرژی خاصی به شنونده منتقل می کند. پرکاشن ها و سولوی گیتار این قطعه را به یکی از زنده ترین و پر انرژی ترین قطعات آلبوم تبدیل می کند. نیمه آهنگ یک توقف و یک امبینت کوتاه تعلق خاطر جانکارلو به موسیقی امبینت را بار دیگر خاطر نشان می کند. علاقه جانکارلو به جریان پست راک و نه ژانری که امروزه با تگ پست راک شناخته می شود، درک عمیق او از آن جریان و تلفیق آن با ذهنیات خود یک معجون بدون اغراق بی نظیر را به شنونده هدیه می دهد. این قطعه هر چه به پایان نزدیکتر می شود وحشی تر می شود. سولوی گیتار الکتریک را باید قدرت اصلی این قطعه دانست. و اما قطعه سوم Two Monkeys که آن را در آلبوم ای پی اخیرشان شنیده بودیم. قطعه ای ملایم و تمپو پایین بر پایه پیانو و گیتار بیس و گیتار تکرار شونده است که سورپرایز آن در دقیقه پایانی از شنونده پذیرایی می کند. این بار برخلاف نسخه ای که در ای پی آخر شنیدیم در انتهای این قطعه ویالن سل حذف می شود و به گونه ای متفاوت این ترک بسته می شود که به نظر من خیلی بهتر از نسخه موجود در ای پی از آب در آمده است. The Anger Song اما دقیقا همانی است که در ای پی نیز شنیده بودیم. یکی از متفاوت ترین کارهای نوساوند تاکنون و به نظرم از جسورترین شان. درامز کریس میتلند کاملا فضا را دگرگون می سازد همچنان فضاسازی بک گراند با کیبورد است و صدای جانکارلو نیز که خود انگار ترکیبی از چند ساز است و می تواند هر گونه فضای ذهنی را یادآوری کند پیش درآمدی هستند بر سولوی گیتار افسار گسیخته نهایی که تیر آخر را می زند. گیتار آکوستیک، کیبورد و در ادامه ویالن سل با هم فضای اصلی Encounter را می سازند. این قطعه یکی از متفاوت ترین قطعات نوساوند است. نوساوندی است جدید که هم مادرن کلسیکال دارد هم امبینت هم آکوستیک. نجواهای عجیب و غریب و کمی ترسناک در ادامه می تواند شما را به هر جایی که ذهنتان می خواهد ببرند. این قطعه به معنای واقعی کلمه مریض است. درد دارد. خسته است و دیگر به مانند قطعه دوم از نور لذت نمی برد. یک فضاسازی مطلق و بی نقص. و اما She. در سازبندی مشابه قطعات قبلی. بیشتر بر پایه کیبورد و گیتار تا این که در نیمه ویالن سل اضافه می شود و کاملا سوار بر دیگر سازها می شود. تفاوت این قطعه با قطعات قبلی شاید در متن شعر آن باشد. قطعه ای به مراتب سر راست تر از قطعات قبلی و شاید ساده تر اما هم چنان خسته و پر از درد. نمودار این قطعه نیز پس از دو ماکزیمم کاملا صعودی می شود. گیتار مجنون می شود و ویالن سل بر روحتان خراش می اندازد. شاید بهترین پایان در بین قطعاتی که تاکنون شنیده ایم. قطعه Wherever You Are نیز با گیتار آکوستیک شروع می شود. فضای آکوستیکی و امبینی این قطعه در ابتدا کاملا مرا به طبیعت می کشاند. ویالن سل در ادامه حسی رنگی از آن جنس رنگ ها که در عکس های جانکارلو دیده می شود به شنونده منتقل می کند تا اینکه داستان کاملا تغییر می کند. تمپو بالاتر می رود و کمی یاد کارهای اخیر آناتما می افتیم تا نوبت به رقص کیبورد برسد. حس خوب با این قطعه به بی نهایت میل می کند. نوساوند جدید عالی است!. آن همه انرژی ناگهان ناپدید می شوند و Paralysed نمایان می شود. طولانی ترین قطعه آلبوم با کمی بیشتر از 8 دقیقه مدت زمان. آن چنان خمود شروع می شود که شنونده نیز احساسی مشابه را تجربه می کند و علاقه دارد در همان حال خراب باقی بماند تا اینکه پرکاشن ورق را بر می گرداند. همه چیز برعکس می شود. شما اینرسی را حس می کنید. حس خوبی است. اما مطمئنا انتظار ندارید یک سولوی گیتار الکتریک کشنده در ادامه غافلگیرتان کند! تاکنون در این حد با نوساوند غافلگیر نشده بودم!. اما دوباره یک افت. گیتار، درامز و کیبورد آرام آرام فضا را تغییر می دهند و ناگهان صدای جانکارلو اما این بار انگلیسی نمی خواند! ایتالیایی می خواند! شما به راحتی پرتاب می شوید به ایتالیا و فضای خاص آن کشور. غافلگیر کننده ترین، عجیب ترین و کشنده ترین قطعه این آلبوم به نظر من همین قطعه است که به شدت اکستریم تمام می شود! صدای ضجه جانکارلو پایانی است بر عجیب ترین نوساوند جدید!. و در نهایت Afterthought. به قدری تاثیرات موسیقی کلاسیک با حضور پر رنگ ویالن سل و کیبورد قابل درک است که انگار در حال شنیدن موسیقی متن یک فیلم هستید. بهترین پایان بر یک سفر مالیخولیایی بدیع که گاهی غمگین میشد، تاریک میشد و نای ادامه نداشت، گاهی وحشی و خشمگین میشد و همه چیز را بر هم میزد و گاهی رنگی و پر انرژی به راه خود ادامه می داد. این قطعه پایانی یک ویژگی خاص دارد و آن این است که حس نزدیک شدن به پایان را کاملا القا و شبیه سازی می کند. حتی اگر ترتیب قطعات را ندانید. چیده شدن قطعات، اشعار، موسیقی و انتخاب نام قطعات همه به نظر هوشمندانه می رسند. جانکارلوی با استعداد آس خود را رو کرده است. اتفاقات ذهنی اش در دو سال اخیر را، به همراه تمام آرت ورک ها، عکس ها، ویدئو ها و… خود ساخته و همه چیز را از آن خود کرده. اون تنها یک موزیسین نیست. او کسی است که ذهن خود را به صورت چند بعدی و به طرق مختلف خالی می کند. این همه هنر نتیجه خالی شدن ذهن خلاق یک موزیسین با استعداد و فوق العاده متواضع است. موسیقی نوساوند یک ویژگی خاص دارد. شما را میخکوب می کند. ناگهان به خود می آیید و متوجه می شوید ساعت ها در حال شنیدن به آن هستید بدون اینکه متوجه شوید و بدون اینکه حتی کار دیگری انجام دهید. این آلبوم مرا میخکوب کرد. آن هم به میزانی بسیار بسیار زیاد. پس این آلبوم از نظر من یک آلبوم نوساوندی قوی به شمار می آید. نمره من به این آلبوم -A بود که معادل 80 تا 84 از 100 نمره است اما این امکان وجود دارد که با شنیدن بیشتر حتی به A که معادل نمره 85 تا 89 از 100 نمره است ارتقا یابد. چرا که نوساوند در طول زمان آشکار می شود و تاثیر شدید خود را می گذارد.

 

 

Advertisements