Steven Wilson – The Raven That Refused to Sing (And Other Stories) – 2013

The+Raven+That+Refused+to+Sing+and+Other+Stories+Cover

8.7

 

یزدان محمدجانی: سومین آلبوم انفرادی استیون ویلسن در حالی منتشر شد که این بار برخلاف گذشته تیمی که در کنسرت مکزیکوسیتی آن اجرای بی نظیر و تر و تمیز را به مخاطبان هدیه دادند، به عنوان اعضای اصلی گروه در پروسه ضبط آلبوم شرکت داشتند. این تیم کاردرست تشکیل :.8*ده است از Guthrie Govan به عنوان گیتاریست(البته گاتری گووان در لایو مکزیکوسیتی حضور نداشت و وظیفه نوازندگی گیتار الکتریک را در آن کنسرتNiko Tsonev بر عهده داشت)، Nick Beggs به عنوان بیسیست و بک وکال، Adam Holzman به عنوان نوازنده کیبورد، Marco Minnemann به عنوان درامر و Theo Travis به عنوان نوازنده فلوت، کلارینت و ساکسُفون. نام آشنای دیگری که در این آلبوم برخلاف آلبوم های پیشین دیده می شود آلن پارسونز است. این آلبوم چه از لحاظ فرم و چه از لحاظ محتوا تفاوت ها و شباهت هایی با دو آلبوم گذشته دارد. می توان شباهتی محتوایی پیدا نمود بین این آلبوم و آلبوم قبلی: مسیر آلبوم از دید موسیقی به مانند آلبوم قبلی ملهم از دهه هفتاد میلادی است بنابراین از این جهت تفاوت اساسی با فضای آلبوم اول که متاثر از دهه هشتاد بود دارد. تعداد قطعات آلبوم به عدد 6 می رسد و تفاوتی فرمی با هر دو آلبوم پیشین دارد.

 

111

قطعه نخست Luminol، طولانی ترین قطعه آلبوم به شمار می آید. اجرای زنده این قطعه را در کنسرت مکزیکوسیتی دیده ایم. با رقص با شکوه گیتار بیس نیک بگز آغاز می شود و در ادامه گفتگوی درامز، فلوت و کیبورد! به رقص گیتار بیس اضافه می شود و در ادامه گیتار گاتری گووان بی آنکه جلب توجه کند صحنه رقص را با نورپردازی سریع اش به انفجار می رساند. این قطعه در یک کلام از آنِ نیک بگز و گیتار بیس است. قطعه دوم  Drive Home، آرامشی است پس از طوفان Luminol. فضاسازی این قطعه به شدت متفاوت و آرام است. نکته عجیب و بدیعی در این قطعه دیده نمی شود اما تر و تمیز است. همه چیز سر جای خودش قرار دارد. فرمول متعارفی تا چهار دقیقه اول از شما پذیرایی می کند تا کم کم مهیا شوید برای ادامه ای کمی متفاوت. این پذیرایی ملایم را تئو تراویس انجام می دهد و تیر خلاص را گاتری گووان خواهد زد. قطعه دوم تمام شده است و لبخند رضایت بر لب شنونده نقش بسته است. قطعه سوم The Holy Drinker، مرموز شروع می شود. این بار آدام هولزمن آغازگر مسیری جدید است که قرار است شنونده را در خود ذوب کند. تنها کمی پس از او نیک بگز و تئو تراویس مقتدرانه حضور خود را تثبیت می کنند. هنوز دو دقیقه از این آهنگ نگذشته است که با سولوی تئو تراویس مواجه می شوید و سپس صدای خاص کیبورد هولزمن. ما قطعا به دهه هفتاد پرتاب شده ایم. این را از افکت وکال ویلسن نیز می توان متوجه شد. بار دیگر با قطاری سریع السیر و مدرن در زمان سفر کردیم و برخلاف نظر دانشمندان فیزیک نظری توانستیم به گذشته برویم! در این سفر عجیب همراه ویلسن هستیم. اجازه دهید این قطعه را از آنِ آدام هولزمن و تئو تراویس بدانم. از دقیقه 6 به بعد فضا کمی متفاوت خواهد بود. نمودار سینوسی مورد علاقه ویلسن (که اوج آن را در قطعه Raider II در آلبوم پیش شاهد بودیم) این بار نیز روبرویتان ایستاده و دست تکان می دهد. قطعه آرام آرام بالا می رود. سازها تک تک اضافه می شوند. سازها کم کم مجنون می شوند و ناگهان آهنگ می خوابد و تمپو ناگهان افت می کند. اگر در این موسیقی خود را رها کرده اید بارها بالا رفتن و به زمین کوبیده شدن را تجربه کرده اید. همان گونه که مرموز شروع می شود مرموز و کمی ترسناک به پایان می رسد.

 

 

نیمه اول آلبوم کاملا رضایت بخش بود. سازها کار خودشان را در بالاترین سطح ممکن انجام دادند و شنونده احساس نکرد که شاید چیزی سر جای خود قرار ندارد. قطعه چهارم The Pin Drop، آس آلبوم تا اینجاست! سه قطعه رضایت بخش با قطعه چهارمی دنبال می شوند که روایتی جدید است. روایتی است مدرن از موسیقی پست مدرن. بی شک با یک قطعه پسا پست مدرن روبرو هستید. چه در اجرا، چه در سازبندی و چه در فضاسازی. ویلسن در این قطعه انگار ضجه می زند. تاثیرگذاری بقیه سازها را با شیوه جدیدی در خواندن تشدید می کند. اکستریم می خواند! روایت جدید او جدید روایت می شود. در این قطعه سورپرایز دیگری نیز وجود دارد و آن سولوی ساکسُفون روانی کننده تئو تراویس است. کیبورد پینک فلویدی آدام هولزمن هم آن پشت بی سر وصدا اما خطرناک کار خود را می کند. این قطعه بی شک از آنِ ویلسن است و در مرحله بعدی تئو تراویس. تا اینجا انگار همه چیز خوب پیش رفته و حتی لذت شنونده از قطعات شکلی صعودی به خود دیده است. قطعه پنجم The Watchmaker، با صدای گیتار آکوستیک و ویلسن آغاز می شود. آرام و تاریک. خیلی زود تئو تراویس حزن دو دقیقه اول را دو چندان می کند. هنرنمایی آدام هولزمن همچنان شاید در بک گراند قرار گیرد اما ناخودآگاه تاثیر شدیدی از آکوردهای او بر ذهن شنونده حک می شود. کمی بیش از چهار دقیقه که بگذرد و نیک بگز وارد صحنه شود همه چیز فرق خواهد کرد. پس از سولوی تئو تراویس نوبت گاتری گووان است که سولوی خود را اجرا کند و در ادامه چقدر خوب این دو سولوهایشان را به هم پاس می دهند. باز هم با یک قطع مواجه ایم. ویلسن اینبار هدایت را به عهده می گیرد. از این جا به بعد به مانند اکثر قطعات قبلی با پایانی به مراتب قوی تر و اکستریم تر از آغاز مواجه خواهیم شد. ویلسن ضربات آخر را مهلک و تاثیرگذار می زند!. و سرانجام قطعه ششم The Raven That Refused To Sing، روایت جدید دیگری که فضاسازی در آن حرف اول را میزند. صدا و شیوه خواندن ویلسن، لیریک قطعه و ویدئوی زیبای آن دلپذیرترین پایان است بر این آلبوم تر و تمیز، فانتزی، مدرن، کلاسیک و تاریک البته. آن جا که ویلسن می گوید: «فقط بخاطر اینکه ضعیفم، می توانی رویاهایم را بدزدی» ملایم ترین هد شات ممکن را شاهدیم!

 

steven-wilson-seven-640-80

 

به طور خلاصه و برای جمع بندی عقیده دارم کلیت این آلبوم در مقایسه با دو آلبوم قبلی قوی تر است. مقایسه نسبت قطعات خوب با تعداد قطعات کل می تواند مرا به این نتیجه برساند. مطمئنا این آلبوم پراگرسیوترین آلبوم انفرادی ویلسن تاکنون است. سفری است مدرن به گذشته ای باشکوه. پراگرسیو راک و جز فیوژنی به این زیبایی و کم نقصی در چنین دورانی فقط از نابغه هایی چون ویلسن و امثال او بر می آید. همان طور که توانستم نتیجه بگیریم که کلیت این آلبوم از دو آلبوم قبلی قوی تر است اما حس متضادی را نیز همزمان تجربه می کنم و آن این است که شاید برای اولین بار حتی نمی توانم آثار یک هنرمند را با یکدیگر مقایسه کنم. چرا که هر کدام در فضایی متفاوت کار شده اند، حرف هایی متفاوت زده اند و متاثر از دوران گوناگونی بوده اند. پس بگذارید این گونه نتیجه گیری کنم: این آلبوم به مانند دو آلبوم قبلی از سطح بالایی برخوردار است و جز کم نقص ترین و تر و تمیز ترین کارهای ویلسن تا به امروز است.

 

 

Advertisements