Interview With Steven Wilson About His New Solo Album Part One

مصاحبه با استیون ویلسون پیرامون آلبوم انفرادی جدیدش

هنر ، الهامات و دهه هفتاد

قسمت اول

در دنیای پراگرسیو راک / متال استیون ویلسون پادشاهی می کند . ویلسون علاوه بر اینکه مغز متفکر یکی از برترین گروه های موسیقی حال حاضر دنیا – پورکیوپاین تری – است ، درگیر پروژه های جانبی بسیاری از جمله Blackfield و No-Man است . زمانی که بر روی پروژه های خود کار نمی کند مشغول تهیه و میکس کار گروههای قابل توجهی چون Anathema و Opeth و نیز ریمسترینگ آلبوم های کلاسیک گروه های پیشگام در این سبک همچون King Crimson ، Jethro Tull و Caravan است . اخیرا حین تهیه آلبوم انفرادی جدیدش – Grace For Drowning – که دومین آلبوم انفرادی وی محسوب خواهد شد ، یک Listening Party برای این آلبوم در نیویورک برگزار شد و آنجا بود که توانستم کل آلبوم را بشنوم و با خالق آن به صحبت بنشینم .

.

جردن : هی ، استیون ، چطوری ؟

استیون : خوبم ، مرد . شما چطوری ؟

.

جردن : خیلی خوب ، واقعا باعث خوشحالی ه که می تونم امروز با شما صحبت کوتاهی داشته باشم . من بیشتر از یک دهه است که طرفدار شما هستم و Grace For Drowning معرکه است . تو حتی خودت رو هم شکست دادی …

استیون : اوه ! ،خُب ، ممنونم .

.

جردن : خُب عنوان آلبوم از کجا اومد ؟

استیون : جالبه ! یه روزی یکی ازم پرسید عنوان آلبوم به جف باکلی – Jeff Buckley – مربوطه ؟ چون تنها آلبوم جف باکلی Grace نام داشت و او غرق شد – He Drowned – و مُرد ( استیون در این لحظه میخندد ) . اینا کاملا تصادفی اند نه عمدی ، اگر چه عنوان آلبوم از داستان مردم هایی گرفته شده که تجربه های نزدیک به مرگ داشتن ، به ویژه اونایی که نزدیک بوده با غرق شدگی زندگی شون را در آخر خط ببینند . اونا میگن هنگامی که شما در حال غرق شدن هستین ، بعد از دست و پا زدن و مبارزه برای زنده ماندن به نقطه ای می رسید که تقریبا وارد یک مرحله از آرامش می شوید . آرامشی که تمام وجود شما را فرا می گیرد . ظاهرا وقتی که شما بر اثر سرمای شدید نیز بمیرید حالت مشابهی رُخ خواهد داد . من آن را بعنوان استعاره ای از زندگی می دانم . بدون اغراق ، فکر می کنم یه جورایی همه ما در حال غرق شدن هستیم . این روزها زندگی مانند یک تجربه شدید است و انگار همه ما تا حدودی در حال غرق شدن در استرس و سرعت زندگی مدرن هستیم . احساس می کنم با بالاتر رفتن سنم به اون نقطه رسیده ام ، اون نقطه آرامش و واقعا هیچ چیز واسم مهم نیست . اینکه مردم درباره موسیقی من چه فکری می کنند یا من واسه مردم خوب به نظر میرسم یا نه اصلا واسم مهم نیست .

.

جردن : آها

استیون : منظورم اینه که وقتی شما بیست سالتونه ، شما واسه اونا اهمیت قائلید . برای شما فکر مردم درباره شما مهمه ، مهمه که شما برای دیگران خوب به نظر برسید ، از دید اونا خوب حرف بزنید و یا حتی موسیقی خوب ( از دید مردم ) گوش کنید . دیگه واسه من مهم نیست . فکر می کنم این چیزی است که شاید بتدریج بین سی سالگی و سن الانِ من اتفاق می افته . تقریبا شبیه رسیدن به یک آرامشه اما بدیهی است که من هنوز در حال غرق شدن هستم . ما همه در حال غرق شدن هستیم . يك جور احساس رضايت هست از اینکه ديگه اهمیت همه چیز برات نابود میشه .

.

جردن : به نظر شما تفاوت این آلبوم با آلبوم قبلی Insurgentes چیست ؟

استیون : اساسا به یک طریق با هم فرق دارند ، ریشه Insurgentes خیلی خیلی به موسیقی دهه هشتاد و موسیقی های که من با آنها بزرگ شدم بر می گشت . موسیقی جالب آن زمان ، پسا پانک و موج نو . من در مورد گروه هایی مثل Joy Division ، The Cure ، Cocteau Twins و Talking Heads صحبت می کنم . اون مدل گروههایی که دوست داشتم ، زمانی که من مشغول کشف کردن موسیقی بودم اونها آلبوم منتشر می کردن . و وقتی من شروع به ساخت آلبوم Insurgentes کردم واقعا به حجم عظیمی از موسیقی های این مدلی گوش می دادم و به همان اندازه ریشه های اون آلبوم به دهه هشتاد بر می گرده . ریشه آلبوم جدید Grace For Drowning به دهه هفتاد بر می گرده . اون موسیقی هست که من مجبور بودم به عقب بر گردم و بعنوان یه نوجوون از آرشیو پدر و مادرم ، بهترین دوستم و برادر بزرگم کشفش کنم . من این دوره فوق العاده در موسیقی رو کشف کردم ، بویژه 5 سال اول دهه هفتاد ، و فکر می کنم شما می تونید اون رو در آلبوم جدید بشنوید .

.

جردن : موافقم . من دبیرستان رو با شنیدن Thick As A Brick و Lamb Lies Down شروع کردم و هنوز به اونها گوش میدم .

استیون : بفرما ! اون آلبوما . یه چیز جادوئی تو موسیقی اون دوران وجود داره و به همین دلیل این آلبوم خوبه ! . نمی خوام این آلبوم به نظر کار قدیمی یا بیعتی با اون دوران به نظر برسه . مطمئنا اینطوری نیست اما قطعا صدای این آلبوم به شدت به درون اون دوران کشیده شده .

.

جردن : و شما آلبوم را به دو جلد تقسیم کردید . جلد اول Deform To Form a Star و جلد دوم Like Dust I Have Cleared From My Eyes .

استیون : دو آلبوم چهل دقیقه ای . بله .

.

جردن : سوالم اینه که آیا باید هر کدوم رو یه آلبوم مجزا در نظر بگیریم مثل آلبوم The Incident یا باید اونها رو نیمه ای از یک آلبوم بدونیم . مثلا آهنگ Raider Prelude از جلد اول و آهنگ Raider II از جلد دوم . به نظر میرسه همه جز یک نسخه هستن .

استیون : خوب ، همه آهنگ ها با هم ضبط شدن ، از یک احساس بر اومدن و دلیلی نداره تفاوت موسیقیایی داشته باشن . به نظرم جلد دوم تاریک تر و تجربی تره . در نهایت لزوما هدف این نبود که نشون بدیم از لحاظ موسیقیایی متفاوتند ، در حقیقت هدفم همون چیزی است که شما این روزها بهش میگید سلیقه شنونده و نه فقط این روزها اگر بخوام کلی تر بگم : فکر می کنم یک طول بهینه برای یه تجربه شنیداری وجود داره و فکر می کنم اینکه بسیاری از آلبوم های کلاسیک از دوران صفحه های وینیل اومدن و تعداد کمی از اونها از دوران CD اومدن اصلا تصادفی نیست .

.

جردن : موافقم.

استیون : در مورد دوران سی دی آلبومها تا 50 ، 60 ، 70 ، 80 و حتي 80 دقيقه هم ميرسن . آلبوم من +80 دقيقه است ، ولي قصد نداشتم لزوما كار 80 دقيقه اي يا كاري در ماكزيمم زمان ممكن انجام داده باشم . در عوض ايده ي تقسيم آلبوم رو به دو تجربه مستقل شنيداري اجرا كردم ، البته اگه خوشتون اومده باشه . پس ايده من اين چيزي كه امروزه اجرا ميكنيد يعني كل آلبوم يك جا ، پشت سر هم گوش ميكنيد نيست . شما بايد براي شناخت يك آلبوم زمان صرف كنيد و سپس سراغ آلبوم بعدي برين و وقت بزاريد . هر دو با هم ریكورد شدن و به نحوي خواهر و برادر هم هستند . موارد بسيار ديگري هم هست ، اين آلبوم مثل يك موسیقی ساده نيست . شما اگر كاملا غرق در اين موسیقی نشويد ، چيزهاي بسياري رو از دست خواهید داد .

.

جردن : بخشي از دلايلي كه شما ميگيد اين بزرگترين پروژه شما تا به امروز بوده همين هست ؟

استیون : دلايل بسياري وجود داره كه من ميگم اين بزرگترين پروژه ام است . من ميگويم بزرگترين چون شامل عظيم ترين نيروهاي موسیقیائی هست . تو این ریکورد همه چیز هست از سازهای بادی چوبی تا گروه های کُر ، از پيانو و گيتار تا نوازنده هاي جاز و نوازنده هاي راك . به همين دليل ميزان اجزای تركيبي در اين ریكورد از قبل بيشتر است . از طرف ديگر ، بزرگترين پروژه ام هست چون اولين باري است كه تصميم گرفتم برای یک پروژه انفرادی تور برگزار کنم . ميخواهم بگويم : «ببين ، اين ركورد واقعا براي من مهمه و ازتون ميخوام كه جدي بگيرينش . » منظورم اين نيست كه Insurgentes واسم مهم نيست بلكه عميقا احساس ميكنم اين ركورد بهترين كاري است كه تا حالا انجام دادم و نمي خواستم به عنوان بخشي از يك پروژه جانبي مورد بي توجهي قرار بگيره . اين پروژه اي است كه من بيشترين زمان رو صرفش كردم . بعضي ها فكر مي كنند من پركارم و يا معتاد به كارم هستم ولي در واقعيت اين اولين موسیقی جديدي است كه در دو سال اخیر منتشر ميكنم . آخرين آلبوم بلکفیلد : به دی ان ای من خوش آمدید ! رو Aviv نوشت ، پس اين آلبوم اولين موسیقی جديدي است كه من بعد از آلبوم Incident نوشتم و منتشر ميكنم .

.

پایان قسمت اول . ادامه دارد .

.