The Persian Rock E-Zine

واپسین

Moonspell – Alpha Noir / Omega White – 2012

.

.

8.4

.

نویسنده میهمان هامون جعفرنژاد : آلبومی که در پیش رو داریم، نهمین آلبوم Moonspell است که پس از گذشت چهار سال از آلبوم Night Eternal چندی است منتشر شده و با وجود سپری شدن تنها کمتر از 6 ماه از سال 2012، جایگاه خود را به عنوان یکی از برترین آلبوم­های سال تثبیت کرده است. این اولین باری است که این بند Gothic پرتغالی آلبومی را در 2 CD منتشرکرده است. عموماً بندهایی که دست به این کار می­زنند در CD اول، ترک های اصلی را جای می­دهند و CD دوم، حاوی  Remixها و قطعات  لایو است. ولی اینجا ما با 2 روی سکه از این بند مواجه هستیم.

.

بخش اول (CD1) که Alpha Noir  نام دارد، شامل 9 ترک است که شما را به اعماق دنیایی تاریک، خشن، ترسناک و در عین حال مملو از آدرنالین می­برد. این بخش آن رویی از سکه است که نشان می­دهد Moonspell هنوز هم Riffها و Drum lineهای سنگین، طوفانی و نو در آستین دارد. آن روی سکه است که حزن Doom را با فضایی سنگین Goth ادغام کرده و چیزی تحویلتان می­دهد که تا مدت­ها درگیرتان می­کند و در عین حال که یادآور کارهای قدیمی Moonspell است، المنت هایی جدید در آن مشاهده می­کنید. ولی در بخش دوم یا همان Omega white، فضایی اتمسفریک، فرازمینی و رویایی را تجربه خواهید کرد. فضایی که برای توصیفش گاهی کلمات کم می­آورند.

.

.

در اینجا 2 بخش آلبوم را بطور جداگانه و به تفصیل بررسی می­کنیم:

.

Alpha Noir

احتمالاً تا بحال با آلبومی برخورد کرده­اید که نتوانید با اطمینان خاطر بگویید کدام ترک را از همه بیشتر دوست دارید یا اینکه کدام ترک از بقیه بهتر است. Alpha Noir دقیقاً چنین آلبومی است و هر ترک برای خود المنت­هایی دارد که در ضمن یکنواختی با سایر ترک ها، آن را خاص و منحصر به فرد جلوه می­دهد. به عنوان مثال ترک Versus مثل مونولوگی می­ماند که به زیبایی هرچه تمام­تر برای آن موسیقی متن تنظیم کرده­اند و نه صرفاً آهنگی که برایش Lyrics نوشته­اند. یا مثلاً می­توان به ترک های Alpha Noir یا Love is blasphemy اشاره کرد که از همان ابتدا به شما می­فهماند که با شما شوخی ندارد. از همان ابتدا Drum line سنگین و Riffهایی سنگین­تر. نهایتاً در ترک آخر با عنوان Sine Missione که بی­کلام است، در ابتدا با فضایی مواجهید که با استفاده­ی ماهرانه از سازهای کلاسیک و سمفونیک شما را از 3 فاز مختلف می­گذارند. در ابتدا وحشت و رعب، سپس کمی حس و حالی بهتر درست مثل اینکه از تاریکی به نور می­روید و دیگر از آن ترس اولیه خبری نیست ولی کمی بعد شما را وارد فاز سوم می­کند که انگار تمام ترس­های زندگیتان در اطرافتان جا خوش کرده­اند… در نهایتاً هم هجوم آدرنالین.

.

.

Omega white

آلبوم شروع به پخش می­کند و فضایی اتمسفریک و سمفونیک شما را دربرمی­گیرد که البته همچنان در پس زمینه، Riffهای خیره کننده­ای به گوش می­رسد. اما در ترک دوم، White skies، ناگهان در کمال ناباوری و درست زمان مناسب صدای Back up vocal زنی به گوش می­رسد که مجذوبتان کرده و زیبایی آهنگ را دوچندان. در ادامه، به ترک، New Tears Eve برمی­خوریم که شما را یاد آلبوم­های قدیمی Nightwish می­اندازد و شما را در آن حال و هوا غرق می­کند، در عین حالی که المنت­های Moonspell همچنان در آن موج می­زند. و یا ترک، Herodisiac، فضایی به شما تحویل می­دهد درست به مثابه ترک­های قدیمی H.I.M که در عین غیرمنتظره بودن، دلنشین است. لازم به ذکر است که من این نکته را راجع به Moonspell زیاد شندیه­ام که آهنگ­های این بند گاهی زیادی شلوغ است و نمی­توان بطور کامل از هر کدام از سازهای بکار رفته در آن لذت برد. حال این ویژگی خوب یا بد، در این آلبوم کمتر مشاهده می­شود و تفکیک و تنظیم صدا به زیبایی هرچه تمام­تر اعمال شده.

.

.

حال با بررسی ترک ها و فضای موسیقیایی آلبوم، جا دارد که نگاهی هم به Album Art آن بیاندازیم:

.

شاید به جرأت بتوان گفت که کاور این آلبوم یکی از زیباترین و با مسماترین کاورهایی است که تاکنون دیده­ایم و با توجه به انتخاب titleها و theme کاملاً مرتبط به عنوان­بندی بخش­های آلبوم، می­توان این تلفیق سه گانه­ی Album Art، موسیقی و theme را یکی از شاهکارهای این سبک تا به امروز دانست. در کل آلبوم Alpha Noir/Omega white یکی از بهترین و زیباترین آلبوم­های Moonspell است که محدوده­ی زیادی از سلایق را پوشش می­دهد. به کسانی که سلیقه­ای Hardتر داشته و چه کسانی که از محیط­های اتمسفریک و غم­آلود لذت می­برند.

.

.

پروفایل شخصی هامون جعفرنژاد در لست اف ام

.

.

Modeselektor & Thom Yorke – This – Video

.

.

.

Lights Out Asia – Hy – Brasil – 2012

.

.

7.3

.

موسیقی پست مدرن به مانند زندگی پست مدرن لبریز از تکرار است. لبریز از روزمرگی است. این حس خسته و تلخ مشترک در دو دهه اخیر حس همذات پنداری انسان مدرن و خسته را همگرا کرده است و مشخصا ژانرهایی چون پُست راک بیشتر از قبل کار شدند، دیده شدند و شنیده شدند. این تکرارها و این روزمرگی ها در اغلب مواقع جز خستگی و بی حوصلگی چیزی عاید شنونده بی تاب خود نخواهد کرد اما در این میان گاهی داستان متفاوت نقل می شود… چیزی حدود دو سال پیش Lights Out Asia و آخرین آلبومش را تا آن زمان معرفی کرده بودم. گروهی که به نظرم داستان روزمرگی هایمان را متفاوت نقل می کند، آنها با اولین آلبومشان Garmonia این را اثبات کردند. الکترونیک غالب، پست راک خیلی کمرنگ و کم زور، امبینت و اسپیس راک پر رنگ اما یکی دو پله پائین تر از الکترونیک. آنها احساس ایندی راک ، زمختی و افسردگی الکترونیک و المنت های دریم پاپ را با هم آمیختند تا به نوعی موسیقی جادوئی و عرفانی برسند. این روند در دو آلبوم بعدی یعنی Tanks and Recognizers و Eyes Like Brontide نیز ادامه پیدا کرد و در Eyes Like Brontide به اوج پختگی و تاثیرگذاری خود رسید. مهم ترین المنت موسیقی آنها تاثیرگذاری است. موسیقی آنها بشدت تاثیرگذار است. این قدرت موسیقی و موزیسین است که تخیل شنونده را اینگونه در دست میگیرد. آلبوم آخر In The Days of Jupiter اما کمی مرا نا امید کرد. آنها امبینت را پر رنگ تر کردند و موسیقی شان از یونیک بودن خارج شد. دیدن امضای Lights Out Asia در آن آلبوم کاری دشوار بود. انتظارمان اما خیلی طولانی نشد آلبوم جدید امسال و بعد از گذشت 2 سال از آلبوم نا امید کننده قبلی منتشر شد. آنها متوجه شدند. متوجه شدند کار یونیک نبوده. متوجه شدند خود گرفتار تکرار و روزمرگی شدند که زمانی آن را تاثیرگذار و جذاب نقل میکردند. متوجه شدند خود را «کمی» گم کرده اند. آنها در امبینت هم خوب بودند اما Lights Out Asia نبودند. بار دیگر الکترونیک نقش اصلی را ایفا می کند و در پس زمینه سینث با آن المنت های اسپیس راک دیوانه وار می تازد. این فقط یک معنی دارد : گیتاریست Mike Rush علاوه بر تجربه اش در اسپیس راک گیتاریست فوق العاده باهوشی است. پروداکشن آلبوم خیلی خوب است.آلبوم بشدت یکدست است و این یک مزیت است. شاید گوشتان در یافتن آهنگی مثل Radars Over The Ghosts Of Chernobyl سرخورده شود اما قرار گرفتن آهنگ ها در سطوحی تقریبا یکسان و البته بالا احساس خلا را به ذهن منتقل نمی کند. آلبومی که ترانه های آن در سطوحی تقریبا برابر قرار گیرند گواه این مطلب است که آنها اتفاقی خوب نیستند! به نظر همه چیز پخته تر شده است اما یک نکته گاهی در آلبوم آزاردهنده است و آن خارج شدن خواننده از مسیر ادای آوایی کلمات است. در این نوع موسیقی بهترین شیوه خوانندگی شیوه خوانندگی مرسوم در سایکدلیک راک است. آنجا کلمات آوایی و مبهم ادا می شوند. بنابراین گاهی صراحت در تلفظ کلمات ناهمخوان با موسیقی به نظر می رسد. سینث و گیتار تقریبا کار خود را عالی انجام میدهند. Lights Out Asia بار دیگر به تکنولوژی، ایدئولوژی و سمبولیسم می تازد. آنها همچنان علاقه مند به پیگیری المنت های بعد از جنگ سرد هستند پس باز هم می توانید جملاتی مبهم به زبان روسی بشنوید. این آلبوم در یک کلام آلبوم خوبی است البته در ژانر خود و بازگشتی است خوشایند برای Lights Out Asia و طرفدارانشان.

.

خرداد 1391 – یزدان محمدجانی

.

.

.

.

Interview with Duncan Patterson

.

.

.

Yazdan KM: Hello Mr. Patterson. Hope you’re doing fine. First of all I gotta say I’m deeply thankful that you agreed to do this interview with me and I’m sure that all the readers feel the same.

.

DP: Thanks for the interest and the coverage.

.

.
Yazdan KM: Let’s go back a little bit. Tell me what happened that made you interested in music and you decided to become a musician. Which bands influenced you on those times?

.

DP: I became fascinated with music from a really young age when I figured out how to play my father’s vinyls on the old record player. I found The Beatles – Help as I thought that the cover looked funny, and I played it. It became my favorite album and is still in my top ten of all time to this day. I used to watch the Beatles cartoon on TV too and I decided that I wanted to be like them. As soon as my hands were big enough I started learning how to play the guitar and it all stemmed from there. I was introduced to Pink Floyd when I was about 12 years old and they blew me away, then I got into heavier stuff as well as Bob Dylan, Roy Harper, and some of the old acid house music back in the day. So that explains my eclectic musical taste. I haven’t really changed that much, even if I have explored different instrumentation and that I’m still doing what I always set out to do.

.

.
Yazdan KM: You and your projects are vastly popular in Iran. But here people mainly don’t know that why you decided to leave anathema and they don’t know why Vincent said: “we don’t need Duncan anymore” when ironically you were the one who wrote around 80% of the Alternative 4 album. Most people still think you were kicked because Cavanagh Brothers wanted to change the sound and they don’t know you were the main reason of this changing! And also please tell me what happened to you after leaving Anathema.

.

DP: That was a daft thing of Vinny to say, but he was influenced by some terrible people around that time. And it’s no coincidence that we quickly sorted out our differences when those people disappeared. Some people are easily influenced, especially when young and a bit lost. I received a lot of criticism then from people who were playing my songs every night on tour, who had never even played a note on the original songs. I’m just glad that I have never been in that position myself, inadequacy must be a terrible feeling. I wasn’t kicked out, I left of my own accord. Vinny actually wanted to continue the band with me but I decided against it. Anyway, enough about that. A lot of people seem more interested in that than the actual music itself. Its old old news, and we have all moved on from that and I must have answered more questions about that than I have about lyrics or concepts. Its mental.

.

.
Yazdan KM:You started Antimatter project with Mick Moss and you left that band in 2004. Please tell me a little bit about Antimatter and the story behind you leaving the band.

.

DP: I spent a lot of time with Mick around the time that I was quitting Anathema and he was recording a lot of music in his bedroom. He hardly ever went out in those days and was a bit of a recluse, but I used to go to his place with a bag full of Guinness and we’d listen to music, and he would play me the stuff he was writing. Gradually he started to write darker material which I really connected with, so I asked him if he wanted to do an album together with me and thats how the Antimatter thing started. It wasn’t easy to get him motivated at first, as it is difficult to do anything when you are stuck in a rut, but eventually he got up and into the whole thing. I pretty much looked after everything for years while Mick was learning about the whole music business, and I don’t think he realised how difficult it is to schedule everything (studio/gigs/equipment etc) until he had to do it himself. And before I quit the project he was unhappy with the way things were going. So because I was doing most of the work I felt quite upset by this and decided to finish the project. Friendship is more important than a ‘brand name’. After that, Mick asked if he could use the name Antimatter for his solo music and I said yes. I think he would get the recognition he deserves if he used his own name for his albums, but I guess its less pressure when you have a title instead. A lot of people are confused by this and think that Antimatter is a band, and not Micks solo project. I still get asked about it, as if I was still part of Antimatter. And some people even think that Danny Cavanagh is a member. I guess there is a wave of laziness in these times, and people don’t bother reading about bands that they like. Whereas when I was young, we were really enthusiastic about knowing details of our favorite musicians, and took pride in that.

.

.
Yazdan KM: And we get to Ion. A totally different project comparing to your previous works. Tell me a little bit about this “cherished” project of yours and which musical cultures influenced you in this project?

.

DP: I started Ion as a kind of ‘musical detox’. I wouldn’t say it is totally different than my previous stuff, but the instrumentation and lyrical direction is. It was at a time of a big change in my life. I got interested in energy healing and nutritional healing. I was learning to stay away from negative people and to not think negative thoughts. It was a magical time actually, as I saw a lot of bad people drop away from me. Almost like some kind of negativity filter. Musically, there’s a lot of celtic influence there, along with shamanic rhythms and dark classical stuff. Also some eastern influences which I picked up in Greece and Turkey. I am planning to release the third album in 2013.

.

.
Yazdan KM: Ion music is cinematic. Like soundtrack of a movie. Have you ever participated in such activities? Do you even like writing music for movies?

.
DP: I have done some music for a Palestinian documentary called Sons Of Eilaboun about a massacre in a small Palestinian village during the 1948 war. I would love to get into soundtrack work in the future.

.

.
Yazdan KM: How does Duncan Patterson preview his own musical resume? Is he satisfied? Would it be right to sat Duncan Patterson is a brilliant musician who has been over-looked?

.
DP: I’m satisfied so far, and I am proud of the way that I have gone about my business. I have worked hard to get where I am and have shaped a lot of other peoples careers too. It can take years to be acknowledged for the work that you do as a writer. Especially when you have been lied about and silenced, like I was. But I know that the truth will unravel in time. My time hasnt come yet and I’m due some good luck.

.

.
Yazdan KM: There’s an interesting point in your resume; when you leave a band that band suddenly get so famous. Why do you think this is? Is there any relation between being and remaining independent and creativity in music?

.
DP: I wouldn’t really agree with that. With Anathema, Alternative 4 was a big success for both fans and the media. That was the breakthrough album and I was very much a member then. Although Judgement had a huge promotional budget and attracted a load of weirdos, Alternative 4 was a huge album. The same applies to Antimatter – Lights Out, which was the best seller worldwide. The Antimatter thing still hasn’t broke through yet, and I think that is down to the constant Anathema connection that scares off some people. Mick deserves better than that, and Im sure it will come in time. The main thing really is the intervention of the internet since those times that make established bands seem bigger than they actually are. As for the creative/independent thing, both Mick Moss and Danny have always been more on the commercial side of things than I have. I don’t really like following the flock.

.

.
Yazdan KM: So let’s get to your current project; Alternative 4. Please tell us about this band and specially please explain the story behind its name.

.

DP: Basically I had to think of a name for my new band and Alternative 4 was by far the best idea. Both conceptually and with the huge irony in regards to the Anathema connection and people behaving like sheep. Mark and myself have been discussing doing a project together for some time now, and it was the right moment to do it when I started working on The Brink. I pieced the band together really quickly and kept it tight with just three people. I chose Mark and Mauro because I know that I can trust them, and they won’t just bail out and run off with other musicians that I introduce them to. That happened to me with Ion so I made sure I was never in that position again. We work together well. The album was written, recorded, and released in less than a year of its conception. Plus we did a European tour after rehearsing just twice.

.

.

Yazdan KM: How was the reception for the album; The Brink between fans and critics?
.

DP: The album has received great reviews so far. I was actually surprised by that, as it is an extreme album really, in terms of drearyness and monotony.

.

.
Yazdan KM: Should we expect you to leave Alternative 4 too?

.

DP: If I ever decide that the project has ran its course then Alternative 4 will cease to exist. We have a decent thing on the go now though, and everyone knows their place in the band. I always say that bands should only do 4 albums then quit before it goes stale. I’m all for progressing but I’d rather start a new project than cling onto a brand name out of fear or greed.

 .

.
Yazdan KM: How do you compare the music industry and generally music in current eras with the 70’s, 80’s and 90’s?

.

DP: This is possibly the worst period for music in the history of the universe. A lot of The Brink is written about it. Albums are being devalued now with people just listening to the odd track on the internet. And the culture of leaking albums before the release, with pride, is pathetic. But as a musician I have no choice but to carry on. Music is in my blood and it always will be. I hope that things will renew and change for the better.

 .

.
Yazdan KM: Do you have any knowledge of Persian culture? What was that “Hail Persia” all about on your Facebook page?

.

DP: I have had many messages of support from your people there and I appreciate it. It makes a nice change to chat with people who actually think, rather than the typical «Wow, do you know Vincent?» kind of messages that I have been plagued with.

 .

.

Yazdan KM: What about Kung Fu? Do you still practice?

.

DP: I haven’t practiced for many years now but I still know how to defend myself. I think anyone who has practiced martial arts for a number of years will always have that instinct inside them. I went to a few mixed martial arts classes a while back, and it’s something that I’d like to get back into when I get settled down.

 .

.
Yazdan KM: Is there an upcoming album Alternative 4 album?

.

DP: I’m currently working on the pre-production for the 2nd album which is titled The Obscurants. The general concept is about people who hide information and wisdom from others, deliberately covering things up. Musically it isn’t as extreme as The Brink, but it’s far from being fashionable or commercial. It’s a very strong album and I know it will surprise some people.

 .

.
Yazdan KM: Thank you Mr. Patterson for giving me your time.

.

.

Duncan Patterson on Facebook

Duncan Patterson Wikipedia page

Alternative 4

Duncan Patterson official blog

Íon Website

.

.

خبر شماره دوازده

.

.

دوستان عزیز، بدلایل گوناگون نوشتن مطلب درباره تمام آلبوم های تازه منتشر شده امری ناممکن است برای اینکه در جریان آلبوم های تازه منتشر شده قرار گیرید به گروه فیسبوک وبلاگ مراجعه کنید. اگر عضو نیستید درخواست عضویت دهید. به قسمت Photos مراجعه کنید. در قسمت آلبوم ها، آلبوم عکسی با عنوان » آلبوم های تازه منتشر شده » وجود دارد. شما در این آلبوم کاور آلبوم های تازه منتشر شده را خواهید دید با توضیحاتی مختصر شامل نام گروه، نام آلبوم و ژانر آلبوم. ضمنا در قسمت Photos   زیر قسمت آلبوم ها قسمتی با عنوان Photos and Videos وجود دارد که شامل عکس ها و ویدئوهایی است که اعضای گروه با دیگران به اشتراک می گدارند. نکته مثبت این عکس ها نیز این است که شما با کاور آلبوم ها، نام گروه و نام آلبوم و سر آخر ژانر آلبوم آشنا می شوید. در واقع شما با لیستی از آلبوم های تازه منتشر شده مواجه می شوید که می توانید بر اساس سلیقه شخصی تان انتخاب خود را داشته باشید. درنگ نکنید! به گروه فیسبوک ما بپیوندید تا از اخبار روز موسیقی مطلع شوید.

.

.

Wednesday 13 – Calling All Corpses – 2011

.

.

3.5

.

نویسنده میهمان هامون جعفرنژاد: همیشه از گام هایی که سبک پانک در آن نواخته می شوند خوشم آمده ولی در عین حال لیریکس، دیستورشن پائین و تکنیک نوازندگی نسبتا ضعیف آن باعث شد که این سبک را اصلا جزو سبک های مورد علاقه ام در نظر نگیرم. تا اینکه برای اولین بار با سبک Horror Punk آشنا شدم آنهم از طریق Wednesday 13 که دقیقا همان عناصری را که پانک کم داشت به آن اضافه کرد. لیریکس های تاریک تر، دیستورشن های بالاتر و نوازندگان حرفه ای تر. البته گمان نمی کنم دیگر بتوان Punk و Horror Punk را جزو سبک های مطرح در نظر گرفت و این سبک ها خصوصا پانک پس از به سر رسیدن دوران طلایی شان در دهه 70 که آن را هم مدیون بندهایی چون The Clash و Sex Pistols بود، دیگر نخواهند توانست جایگاه قبلی را بازیابند.

 .

حال جدای از تمام این حرفها، آلبومی که پیش رو داریم چهارمین LP گروه W13 است به نام Calling All Corpses که برای افرادی که از قبل با این بند آشنا هستند چندان بی مسما به نظر نمی رسد. این بند پس از انتشار آلبوم قبلی (Skeletons) از یکدیگر جدا شده و بند دیگری تاسیس کردند به نام Murderdolls که نکته جالب توجه اش این است که Joey Jordison درامر اسطوره ای  Slipknot هم در این بند جدید حضور داشت. البته نه بعنوان درامر بلکه بعنوان لید گیتاریست!!!. این بند جدید 3 آلبوم منتشر کرد که 2 تای اول چندان چنگی به دل نمی زد ولی آخری Women and Children Last شاهکار بود.حال اعضای W13 (بدون حضور Joey) دوباره به قول خود جسدهایشان را دور هم جمع کرده اند و آلبومی جدید منتشر کردند. اگر طرفدار آلبوم های قدیمی W13 از جمله Fang Bang یا آلبوم های اول Murderdolls باشید از این آلبوم قطعا خوشتان می آید ولی اگر از آلبوم های آخر W13 و Murderdolls مثل Women and Children Last و Skeletons خوشتان آمده، تقریبا اطمینان داشته باشید که این آلبوم نه تنها مجذوبتان نمی کند بلکه بعد از گذشت 10 دقیقه حوصلتان سر میرود.

 .

.

شاید بتوان گفت نکته جالب راجع به این آلبوم لیریکس های آن باشد. با نگاهی سطحی به آلبوم و با دیدن عنوان هایی چون Bad At Being Human، Miss Morgue و One Knife Stand می توان به تم کلی آلبوم که همان مرگ، خشونت و تاریکی است پی برد. البته این عناصر در خیلی از اشتقاقات متال دیده می شود و گمان نکنم نیاز به یادآوری باشد که هر سبکی به مدل خودش از این عناصر استفاده می کند. آهنگسازی این آلبوم خسته کننده و تکراری است و به نظر می رسد که کل آلبوم هول هولکی و در کمترین زمان ممکن از روی رفع مسئولیت سر و تهش هم آورده شده است. آلبته هر جور که حساب کنید W13 هنوز این توان را دارد که شما را وادار کند (حداقل برای یکی دو ترک از آلبوم) که با اشتیاق و انرژی با آهنگ همخوانی کنید اما وقتی آهنگ به اتمام رسید، پس از لحظه ای درنگ به خودتان می گوئید : این دیگه چه کوفتی بود که من خوندم؟!

 .

وقتی پس از چند سال اعضای یک بند دوباره تصمیم به انتشار آلبومی جدید می گیرند، شنونده ناخودآگاه انتظار جهشی قابل توجه در استایل کل بند و آلبوم ارائه شده را دارد ولی این آلبوم بخاطر آهنگسازی ضعیف و لیریکس هایی که بامزه اند ولی بعد از چند بار گوش دادن لطف خود را کاملا از دست می دهند، نه تنها پیشرفتی محسوب نمی شود بلکه در باب مقایسه با خود W13 و Murderdolls حتی پسرفت هم محسوب می شود. در انتها با تمام این اوصاف گمان می کنم این آلبوم برای کسانی که به این سبک علاقه مندند به یکبار گوش کردن می ارزد…احتمالا!

.

.

Storm Corrosion – Storm Corrosion – 2012

.

.

.

مترجم: نیما اشرفی

Storm Corrosion  نتیجه‌ی گرد هم آمدن دو مغز متفکر موسیقی است که سال‌ها طرفداران مشتاق موسیقی جسورانه، پیشرو و سنگین خود را داشته‌اند؛ اما این موسیقی با تمام کارهایی که تا به حال شنیده‌اید، متفاوت است. این کار حاصل همکاری دو هنرمند است که از بزرگ‌ترین و تحسین برانگیزترین هنرمندان عصر حاضر به شمار می‌روند: Steven Wilson (همه‌چیزدان پرکار موسیقی و مرد شماره یک گروهی که از استاندارد موسیقی پیشروی بریتانیا برخوردار است، یعنی Porcupine Tree) و Mikael Åkerfeldt (رهبر و نیروی محرک اصلی و خلاق اسطوره‌های گروه متال پیشروی سوئدی Opeth). این اثر، شنونده را به سفری بی‌نظیر سوی قلمروهای ناشناخته می‌برد.

.

Åkerfeldt به یاد دارد: «از قبل درباره‌ی کاری که قرار بود انجام بدیم اصلاً بحث نکرده بودیم. من یه سر رفتم خونه‌ی Steven، شراب خوردیم و درباره‌ی موسیقی حرف زدیم، اما هیچ کدوم‌مون چیزی رو از قبل آماده نداشتیم. همون شب اول آهنگ Drag Ropes [آهنگ آغازین Storm Corrosion] رو ساختیم که به نظر هر جفت‌مون خیلی خوب از آب دراومد. هیچ وقت همچین چیزی نشنیده بودیم و واقعاً شبیه به آهنگ‌های گروه‌هامون نیست. همونجا و همون شب بود که انگار گمشده‌مون رو پیدا کردیم».

.

Wilson در تایید صحبت‌های او می‌گوید: «منحصر به فرد، متفاوت و جذاب بود. ما در خلاف جهت مفهوم ابرگروه‌های متال پیشرویی حرکت می‌کردیم که مردم می‌شناختند و از ما انتظار داشتند. برای ما فرصتی برای کندوکاو ایده‌های هر چه بیشتر تجربی بود. ما با ساختن موسیقی‌ای که خودمان از آن لذت ببریم، از روی آگاهی و به بهترین شیوه‌ی ممکن، خودخواه بودن رو انتخاب کردیم. شما می‌تونید یک چیز کاملاً خالص و فارغ از قید وبند رو توی این آهنگ‌ها بشنوید».

.

.

بدون شک، در طی این سال‌ها Wilson در میکس و ساخت چندین آلبوم Opeth نقش داشت، اما این اولین باری است که او و Åkerfeldt با همکاری یکدیگر موسیقی می‌سازند. Storm Corrosion که در استودیوی No Man’s Land (متعلق به Wilson و در منطقه‌ی سرسبز Hertfordshire انگلستان) ضبط شده است، شش آهنگ دارد که در واقع اکتشاف حدود نهایی خلاقیت پر تب‌وتاب این دو هنرمند است. همانند کارهای انفرادی اخیر آنان (به خصوص Grace For Drowning اثر Wilson و Heritage کار گروه Opeth) که مبنای طرفداران هر کدام از آن‌ها را به چالش کشید و آب‌ورنگ جدید و زنده‌ای به ذائقه‌های شنیداری پیش از آن بخشید، این آلبوم تجربه‌ای است غرق در آزادی مطلق موسیقیایی که در آن هر چیز ممکن است و ایده‌های آن از ماورا برگرفته شده و چیزی کاملاً جدید، فریبنده، پریشان کننده و آن‌جهانی را شکل داده است. از ریخت‌وپاش پویا، چند بعدی و تودرتوی Drag Ropes و جریان بی‌وقفه و پریشان کننده‌ی نام آهنگ گرفته تا ترس شکننده‌ی انتهایی Ljudet Innan (که در زبان سوئدی به معنای «موسیقی باستانی» است)، Storm Corrosion سراسر سفری است جانانه و حیرت آور.

.

Wilson توضیح می‌دهد: «ایده‌ی گرفتن یک چیز زیبا و خراب کردن آن را می‌توانید در Opeth و کا‌رهای من ببینید. هر دوی ما همیشه عاشق این ایده بوده‌ایم که ناهم‌خوانی، زیبایی و زشتی در کنار هم وجود داشته باشند. بدون اغراق، این همون چیزیه که به زندگی شبیه هستش، به همین خاطر خیلی بیشتر از این دست ایده‌ها رو می‌تونید توی این کارمون بشنوید. Storm Corrosion بدون داشتن مشخصه‌های متال، سنگین (heavy) هستش. می‌توانید این عنصر رو توی Grace For Drowning و Heritage هم بشنوید. به همین خاطر، از بسیاری جهات، فکر می‌کنم Storm Corrosion اتمام یه سه‌گانه ست».

.

گرچه Storm Corrosion به وضوح در بستری از سنت اسرارآمیز و باشکوه آثاری همچون Spirit Of Eden اثر Talk Talk و The Drift اثر Scott Walker به بار نشسته است، یقیناً اثری سرشار از خلاقیت و حاصل یک بلوغ تدریجی در فرایندی است که آشکارا سازندگانش را به هیجان آورده است.

.

Åkerfeldt می‌گوید: «یه کار کاملاً 50 – 50 بود و به سادگی هر چه تمام‌تر به نتیجه رسید. ما فقط نشستیم، از کلیات شروع کردیم و از هیچ (به معنای کلمه) ساختیم‌اش. موسیقی گوش‌نواز هم توش پیدا می‌شه، اما کلاً اثر ساده و روانی نیست. اگر همینطور که داری به این اثر گوش می‌دی، سرت با کونت بازی کنه، مثل موسیقی توی آسانسور، فقط میاد و میره! باید رسماً بشینی و با دقت بهش گوش کنی! اگر بذاری به درونت نفوذ کنه، ممکنه یه عمر همراهت بشه…».

.

.

هر کس که کارهای این دو هنرمند را دنبال کرده باشد، باید خود را برای شنیدن نا منتظره‌ها آماده سازد، زیرا حساسیت‌های هنری‌اش برای اولین بار کاملاً از هم می‌پاشد؛ اما هر دوی این هنرمندان معترفند که Storm Corrosion اثری عمیق و جسورانه است که لزوماً به ذائقه‌ی تمام طرفداران Opeth و Porcupine Tree خوش نخواهد آمد. این اثر، اثر دیگری است، اثری است متفاوت… و حقیقتاً استثنایی.

.

Wilson در خاتمه می‌گوید: «از نظر من، خودخواهی یکی از بنیادی‌ترین ملزومات برای هنرمند بودن است. برای راضی نگه داشتن افراد دیگر کار موسیقی یا هنری نکنید. اگر این کار را بکنید، دیگر هنرمند نیستید، شما فقط یک سرگرم‌کننده‌اید. این اثر، اثری کاملاً سینمایی، امپرسیونیستی و فراگیرنده است. ما فقط کنار هم نشستیم و این اثر از درون ما سرازیر شد. با گوش دادن به این اثر، شما وارد جهان شنیداری بسیار غریب و ناآشنایی می‌شوید و این، جهانی هیجان‌انگیز است برای آنکه شما هم جزئی از آن شوید».

.

.

Radiohead – Staircase – Live From the Basement – Video

.

.

.

ُSpeechless

.

.

Paradise Lost – Tragic Idol – 2012

.

.

7.4

.

بهشت گمشده. موسیقی Paradise Lost همچون کتابی با همین نام نوشته جان میلتون حماسی است. طلایه داران دوم/دث متال بریتانیا سه راس مثلثی بودند که بعدها دیگر به دلایلی هرگز شکل هندسی منتظم خود را حفظ نکرد. مای دایینگ براید، آناتما و پَرادایز لاست. آلبوم های طوفانی دهه نود پَرادایز لاست هنوز مو به تنم راست می کند. هنوز شنیدن آن آلبوم های بی کیفیت و پرمحتوا مرا به دورانی از زندگی ام پرتاب می کنند که پر است از لحظات ناب. پس از 5 آلبوم اول پَرادایز لاست با تغییر سبک به Synthrock دو آلبوم منتشر می کند. شکست واضح آنها در سبک و سیاق جدید و گمگشتگی آنها در خود با اتمام دهه نود همراه بود. دهه بعدی آنها به ریشه های خود برگشتند. همان سبکی که به آن تعلق داشتند و از اینجا روند رو به رشد گروه به وضوح قابل مشاهده است. گاتیک راک/متالی که از اینجا به بعد ارائه شد با کمی تغییر در صدای خواننده نوید پَرادایز لاستی را میداد که طرفداران سرخورده ابتدای دهه نود منظر آن بودند. این تغییرات آلبوم به آلبوم ادامه پیدا کرد تا سال 2009 آلبوم Faith Divides Us – Death Unites Us همه طرفداران قدیمی گروه را سرحال آورد. موسیقی و صدای تصحیح شده و در عین حال با کیفیت. همه آنچیزی که پَرادایز لاست نیاز داشت. ترک و ویدئوی بی نظیر و تاثیرگذار Faith Divides Us – Death Unites Us، ریف های دیوانه کننده I Remain، سولوهای بنفش The Rise of Denial و بی تردید صدای فوق العاده و خاص نیک هولمز آلبوم قبلی را به درجه بالایی از پختگی رسانده بودند. اما باز هم احساس خلا وجود داشت. در بعضی ترک ها با خود می گفتیم ایکاش اینجا این کار را نمیکرد یا ایکاش فلان کار را میکرد. و صادقانه باید بگویم در آلبوم جدید تا حدود زیادی آن جملات به ذهنمان نمی رسد. یعنی شاید به نوعی اوج پختگی پَرادایز لاست تاکنون.

 .

.

آلبوم نشان می دهد آنها بیش از هر زمانی تحت تاثیر دوم متال و دث متال کلاسیک بوده اند و کاملا به ریشه های خود بازگشته اند. همانطور که گیتاریست با استعداد آنها گِرِگ می گوید: «آلبوم جدید ملودیک تر از آلبوم قبلی است با اینکه سنگین بودن خود را حفظ کرده است. آلبوم مملو از سولو و ملودی های گیتار است.» در این آلبوم نقش گِرِگ و نیک (لید گیتاریست و خواننده) پررنگ تر از قبل شده است. چرا که تغییرات مثبتی در کار هر دو دیده می شود. آرت وُرک آلبوم به نظر من نشان می دهد که آنها از نسل صفحه های موسیقی هستند، همان نسلی که کلیه متعلقات یک آلبوم موسیقی را در جهت یک مفهوم خاص طراحی می کرد. همان نسلی که روی آرت وُرک ها فکر می کردند. همانطور که نیک می گوید می خواستیم آرت وُرک آلبوم به گونه ای باشد که هر بار که به آن می نگرید متوجه چیز جدیدی شوید. چیزی ساده و پیچیده! چیزی مثل یک خالکوبی. به نظر آرت وُرک، لیریکس ها و ویدئوی منتشر شده و مطمئنا نام آلبوم در یک مسیر هستند و این تحسین برانگیز است. این مسیر و این هدف اتصال دوباره شنونده با واقعیاتی است که محوریت آنها شیوه زندگی امروز ماست. بت سازی جامعه و فریب خوردن از مصنوعات ساختگی خودش!. در این آلبوم گاهی نگاه پَرادایز لاست به گذشته است اما با کیبوردی نرم و مالیخولیایی بارز و در نهایت صدایی جدید از آنها مثل ترک اول Solitary One. گاهی همه چیز خشن و سنگین است مثل ترک دوم Crucify و خُب شباهت آن به گذشته بیشتر است و گاهی ترکیبی است از نگاه کلاسیک و مدرن آنها و مثالی بارز از این ترکیب ترانه ی Fear Of Impending Hell ملودیک تر ترانه های کلاسیک تر آلبوم ولی با ریف های برنده و نافذ. ده ترک این آلبوم تقریبا در یک سطح قرار دارند و این خوشحال کننده است. به همین دلیل نقد تک تک ترک ها ممکن است دچار «تکرار» شود. این آلبوم مملو از ملودی، سنگینی، خشم، قدرت و حماسه است. این آلبوم باشکوه دلتنگ ریشه های خود نیست اما ریشه ها را با گرایش مدرن، شیوه بیان منحصر به فرد وبالغ خود گره زده است. به همه طرفداران گاتیک متال این آلبوم به شدت پیشنهاد می شود. صدای منحصر به فرد پَرادایز لاست را از دست ندهید.

 .

فروردین 1391 – یزدان محمدجانی

.

.

دنبال‌کردن

هر نوشتهٔ تازه‌ای را در نامه‌دان خود دریافت نمایید.

به 89 مشترک دیگر بپیوندید